تبليغاتX
نظــــــــــری ندارم...

نظــــــــــری ندارم...

تنها بلاگي معتقد است نظرات شما براي خودتان محترم است،نه براي ما

سلام به بچه های گروه نظری ندارم

نمی دونم چی شد که بچه های گروه از هم دور شدن و گروه پاچیده شد . می دونم که خودم هم کوتاهی کردم به خاطره مشغله زیاد . امیدوارم که بقیه بچه ها هم به خاطر مشغله نتونسته باشن که مطلب بنویسن و اتفاقی برای بچه ها نیافتاده باشه . اقا مهرداد شماره من و که داری بابا یه تماسی بگیر با ما خوشحال می شم صدات و بشنوم اگه خواستی میلم و که داری شمارت و میل کن من باهات تماس می گیرم . بچه ها خواهشن بیاید گروه و راه بندازیم . موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1384ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سجاد  | 

سلام به همه ی دوستان خودم

وقتی به گروه نگاه می کنم تعجب می کنم چون این وبلاگ گروهی ولی همه ی زحمتاش رو دوش یکی به اسم اقا مهرداد گل . خسته نباشی عزیز . شرمنده که نمی تونم مطلب بنویسم . واقعا ممنون که هنوز این وبلاگ و زنده نگه نداشتی . موفق باشی و به زودی منم هم میام .

+ نوشته شده در  جمعه 25 آذر1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سجاد  | 

سلام به همه

با عرض شرمندگی یه چند وقتی نبودم . مشکل داشتم امیدوارم که از این به بعد  بتونم بیشتر فعالیت کنم  بشم  از مهرداد عزیز هم ممنون که تو این مدت وبلاگ و سرپا نگه داشت

مهرداد جان من شماره تلفن و تو میلی که برات زدم نوشتم . خوشحال می شم که صدات و بشنوم .

فعلا دوستان  ............................

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سجاد  | 

تنهایی

سلام بچه ها

من هم امروز به جمع ادمای تنها پیوستم . جوری تنها که حتا یک نفر هم نیست که با اون درد و دل کنم ادمای تنها می دونن که من چی می گم . می دونید وقتی قرار که تنها بشی هر کاری هم که بکنی بازم تنها می شی . خیلی سخته که به خاطره بدی و پستی ادمای دیگه تو رو ببرن زیر سوال یا به تو اطمینان نکنن . خیلی سخته  خیلی خیلی سخته حرفات و باور نکنن به خاطر اینکه ادمای بد و پست با بدیاشون اعتماد و کشتن و از بین بردن   امیدوارم که هیچ وقت این مسئله برای هیچ کس پیش نیاد

راستش اصلا نمی دونم دارم چی می نویسم فقط می خوام اگه شده یک خط بنویسم تا یکم سبک بشم اینجوری نمیدونم کی ولی خلاصه یکی که من هم نمی شناسمش حرفم و گوش می کنه   

مواظب خودتون باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سجاد  | 

 

 

انتقام از تو گرفتن کار من نیست کار عشق


 

موندن و سوختن و ساختن همه یادگار عشق

 




 

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1384ساعت 11 بعد از ظهر  توسط سجاد  | 

سلام مهرداد جان اگه می شه بی زحمت شماره تماست و به من بده یا ایمیلت و بده که من شمارم و برات میل کنم .

ممنون

+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1384ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سجاد 

سلام

خوبید بچه ها ؟ امیدوارم که همه خوب باشید .

راستش خواستم بگم که منم با مهرداد موافقم . کاش می شد یک محیطی و فراهم کنیم که بتونیم مشکلاتمون و بگیم و اگه شد با راهنمایی بقیه حلش کنیم یا حداقل یک گوشه شنوا برای شنیدن مشکلات دوستامون باشیم .

به نظر من این اتفاق در صورتی رخ میده که خودمون بخواهیم .......

مهسا خانوم کاش مشکلت و با ما بچه های گروه در میون می ذاشتی و ما رو به عنوان برادر بزرگتر خودت می دونستی .راستش بهت حق می دم که به هر کسی اعتماد نکنی ولی کاش این گروه و جو حاکم بر اون و قابل اطمینان می دونستی و مشکلت و می گفتی . دعا می کنم که هنوز به این وبلاگ سر بزنی .................

ما بچه های گروه هیچ کدوم دوست نداریم کسی از بچه های گروه زبونم لال بلایی سرش بیاد

راستی بچه ها اگه می بینید من کامنت نمی زارم برای اینه که هم می خوام فعالیتم تو وبلاگ بیشتر بشه و وبلاگ رونق بگیره و اینکه کامپیوترم مشکل داره و نمی تونم کامنت بذارم . مهرداد جان بی زحمت این و تو کامنتات به بقیه بچه ها هم بگو .............. ممنون 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آبان1384ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سجاد  | 

سلام

فقط خواستم به مهسا خانم که تو کامنت آخرش گفته بود که قصد داره خود کشی کنه بگم که اگه هنوز این کار و نکردی و این وبلاگ و می خونی بگم که خود کشی کار ادمای ضعیف . این کار فرار از مشکلات و هیچ مشکلی و حل نمی کنه .

می دونید ما ادما فکر می کنیم با مردن راحت میشیم . فکر می کنیم همه مشکلات حل می شه . فکر می کنیم همه چیز تمام می شه . واقعا چرا اینجوری فکر می کنیم ؟ چرا ؟  یعنی اینقدر مسئله مرگ برای ما حل شده ؟ یعنی اینقدر از خودمون و کارایی که کردیم مطمئن هستیم ؟

مرگ خودش یک شروع .

حالا اگه مرگ یک خودکشی باشه که خودش بزرگترین گناه .....

وقتی ما نمی تونیم از پس مشکلات این دنیای خودمون بر بیایم یعنی می تونیم مطمئن بگیم که کارامون برای اون دنیا همش درسته ..........

 اگه این تصمیم و گرفتی بدون که ادم ضعیفی هستی و بهتر خیلی جددی فکر کنی هم در مورد تصمیمت و هم در مورد خودت . زندگی با همه مشکلاتش زیباست . همین مشکلات که باعث میشه تا زیبایی های زندگی جلوه کنه .

این جور موقع ها بهترین پناهگاه خداست . فقط خدا

موفق باشید دوستان..........

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سجاد  | 

 

(( سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی گفتن آن را ایجاب

نکند ))

                                                                                                      ( استاد شریعتی )

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1384ساعت 11 بعد از ظهر  توسط سجاد  | 

شیطنت عشق

 

بگذار تا "شیطنت عشق" چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید... هر چند آنچه معنی جز رنج و پشیمانی نباشد، اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل نکن.

                                                                                               ( استاد شریعتی )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1384ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سجاد  | 

اول سلام و بعدش یک سلام مخصوص به بچه های گروه نظری ندارم

این اولین پستی هستش که تو این وبلاگ می نویسم و برای همه و مخصوصا بچه های گروه ارزوی موفقیت می کنم .


کسی می تواند در پای عشق بمیرد که پیش آز  آن زندگی در

 پیش چشم های آن مرده باشد .

                                                                                    ( شانول )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1384ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سجاد  |