تبليغاتX
نظــــــــــری ندارم... -

نظــــــــــری ندارم...

تنها بلاگي معتقد است نظرات شما براي خودتان محترم است،نه براي ما

 

من خالی از عاطفه و خشم

خالی از خويشی و غربت

گيج و مبهوت بين بودن و نبودن

عشق آخرين همسفر من ؛ مثل تو ؛ من و رها کرد

حالا دستهام مونده و تنهايی من

ای دريغ از من؛ که بی خود مثل تو گم شدم؛ گم شدم تو ظلمت تن

ای دريغ از تو که مثل عکس عشق ؛ هنوز هم داد می زنی تو آيينه من

وای ! گريه مون هيچ؛ خنده مون هيچ! باخته و برنده مون هيچ

تنها گوش تو مونده ؛ غير از اون هيچ

ای ! ای مثل من تک و تنها! دستامو بگير که عمر رفت

همه چيز تويی ؛ زمين و آسمون هيچ 

با تو می بينم؛ همه بود و نبود ؛ بيا پر کن منو ای خورشيد دلسرد

بی تو می ميرم! مثل قلب چراغ؛ نور تو بودی ! کی من و از تو جدا کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1384ساعت 3 قبل از ظهر  توسط